تبليغاتX
ایران ماندگار

ایران ماندگار

NO WAR ON IRAN

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم آبان 1390ساعت 12:57 بعد از ظهر  توسط Iran Mandegar  | 

ساعت تحویل سال نود در چند کشور


Iran: Monday March 21, 2011, 02:50:45 AM

Los Angeles: Sunday March 20, 2010, 16:20:45 PM

New York: Sunday March 20, 2011, 19:20:45 PM*

Paris: Monday March 21, 2011, 00:20:45 AM

Toronto: Sunday March 20, 2011, 19:20:45 PM*

San Francisco: Sun. March 20, 2011, 16:20:45 PM*

London: Sunday March 20, 2011, 23:20:45 PM

Vancouver: Sunday March 20, 2011, 16:20:45 PM*

Huston: Sunday March 20, 2011, 18:20:45 PM*

Stockholm: Mo. March 21, 2011, 00:20:45 AM

Abu Dhabi (+4) Monday March 21, 2011, 03:20:45 AM

Istanbul (+2) Monday March 21, 2011, 01:20:45 AM

Amsterdam (+1) Monday March 21, 2011, 00:20:45 AM

Jakarta (+7) Monday March 21, 2011, 06:20:45 AM

Ankara (+2) Monday March 21, 2011, 01:20:45 AM

Jerusalem (+1) Monday March 21, 2011, 00:20:45 AM

Ashgabad (+5) Monday March 21, 2011, 04:20:45 AM

Kabul (+4:30) Monday March 21, 2011, 03:40:45 AM

Atlanta (-5) Sunday March 20, 2011, 19:20:45 PM*

Lisbon (+0) Sunday March 20, 2011, 23:20:45 PM

Baghdad (+3) Monday March 21, 2011, 03:20:45 AM

Madrid (+1) Monday March 21, 2011, 00:20:45 AM

Baku (+4) Monday March 21, 2011, 02:20:45 AM

Melbourne (+10) Monday March 21, 2011, 09:20:45 AM

Bangkok (+7) Monday March 21, 2011, 06:20:45 AM

Montreal (-5) Sunday March 20, 2011, 19:20:45 PM*

Barcelona (+1) Monday March 21, 2011, 00:20:45 AM

Moscow (+3) Monday March 21, 2011, 02:20:45 AM

Beijing (+8) Monday March 21, 2011, 07:20:45 AM

New Delhi (+5:30) Monday March 21, 2011, 04:40:45 AM

Beirut (+2) Monday March 21, 2011, 01:20:45 AM

Nairobi (+3) Monday March 21, 2011, 02:20:45 AM

Berlin (+1) Monday March 21, 2011, 00:20:45 AM

Ottawa (-5) Sunday March 20, 2011, 19:20:45 PM*

Bishkek (+6) Monday March 21, 2011, 05:20:45 AM

Rio de Janeiro (-3) Sunday March 20, 2011, 20:20:45 PM

Chicago (-6) Sunday March 20, 2011, 18:20:45 PM*

Samarkand (+5) Monday March 21, 2011, 05:20:45 AM

Copenhagen (+1) Monday March 21, 2011, 00:20:45 AM

Tehran (+3:30) Monday March 21, 2011, 02:40:45 AM

Dubai (+4) Monday March 21, 2011, 03:20:45 AM

Tokyo (+9) Monday March 21, 2011, 08:20:45 AM

Dushanbe (+5) Monday March 21, 2011, 04:20:45 AM

Toronto (-5) Sunday March 20, 2011, 19:20:45 PM*

Frankfurt (+1) Monday March 21, 2011, 00:20:45 AM

Vancouver (-8) Sunday March 20, 2011, 16:20:45 PM*

Geneva (+1) Monday March 21, 2011, 00:20:45 AM

Washington DC (-5) Sunday March 20, 2011, 19:20:45 PM*

Islamabad (+5) Monday March 21, 2011, 04:20:45 AM

Zagreb (+1) Monday March 21, 2011, 00:20:45 AM

Adjust your clock with real Accurate time
Please adjust your computer clock to have accurate "Tahveel Time"!

Daylight Saving: Europe & most Countries change their clock on Last Sunday of March each year. Exceptions: Iran (March 21, First day of Spring), US, Canada, Greenland, Uruguay (1st or 2nd Sunday in March), Mexico (1st Sunday in April), Syria (last Friday of March). 
*=US & Canada DST: March 13, 2011 
**= Iran DST: March 21, Monday midnight and the start of Tuesday (a day after Saal Tahveel)
Tahveel time source: موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اسفند 1389ساعت 3:57 بعد از ظهر  توسط Iran Mandegar  | 

سه شنبه زنان ایران

هفدهم اسفند ماه متعلق به مظلوم ترین و صبورترین ایرانیان است. به حقوق اولیه شما تجاوز شد و با تبعیض در مورد شما تصمیم گرفته شد. اما فریاد مرگ بر دیکتاتور شما کمر ددمنشان را شکست.

صبر و اراده ای که از خود نشان دادید راه را بر همه ظالمان بسته است

همه با هم هستیم

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اسفند 1389ساعت 8:1 بعد از ظهر  توسط Iran Mandegar  | 

دهم اسفند همه با هم

اردشیر امیرارجمند، مشاور ارشد میرحسین موسوی هدف از فراخوان برای راهپیمایی ۱۰ اسفند را نشان دادن "همبستگی مردم با دو رهبر جنبش و خانواده آنها و اصرار بر رفع حصر آنها" عنوان کرد.او در گفت و گو با بی بی سی گفت فراخوان به راهپیمایی ۱۰ اسفند در پاسخ به درخواست طرفدران جنبش سبز بوده است.

ما همه با هم هستیم

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اسفند 1389ساعت 5:29 بعد از ظهر  توسط Iran Mandegar  | 

دو ناو ایرانی طلا و دلار های ایران رو به سوریه بردند

دو ناو ایرانی احتمالا با توشه راه خامنه ای (ذخایر طلا و دلار ملت ایران) در بندر سوریه پهلو گرفتند. اشتباه بقیه دیکتاتور ها رو نکرد که حسابهای بانکی رو نگه داره تا همگی پس از سقوط مسدود بشه, بلکه با دو ناو به سوریه منتقل کرد تا اموال ملت ایران زیر سرش باشه
این هم قیمت آزادی ایرانی که نقدی پیش پرداخت شده, مانده یک حضور میلیونی و خلاص...

دو ناو ایرانی در کانال سوئز

+ نوشته شده در  جمعه ششم اسفند 1389ساعت 11:1 بعد از ظهر  توسط Iran Mandegar  | 

بیست و پنجم بهمن ماه

روزي براي قدرت نمايي جنبش مردمي ايران ؛ روزي که مانند کشورهايي که قيام کردند و ديکتاتورهايشان را بيرون کردند ما نيز تا هر زمان که طول بکشد و هر اندازه هزينه کنيم از خيابان ها نخواهيم رفت و تا آزادي ايران مقاومت مي کنيم

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم بهمن 1389ساعت 1:55 قبل از ظهر  توسط Iran Mandegar  | 

زهرا بهرامی به قتل رسید

 زهرا بهرامی، شهروند ایرانی- هلندی، بامداد امروز شنبه نهم بهمن ماه، در تهران اعدام شد. 

زهرا بهرامی، فرزندعلی، از دستگیر شدگان اعتراضات ۶ دی ماه سال ۸۸ بود که مسئولان به اتهام "قاچاق مواد مخدر" برای وی حکم اعدام صادر کرده بودند.

حکم اعدام خانم بهرامی روز یکشنبه ۱۲ دی ماه توسط قاضی صلواتی، رئیس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به وکیل این شهروند ایرانی- هلندی، خانم ژینوس شریف رازی، ابلاغ شده بود. 
وی در شانزدهم آذر ماه سال جاری در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران در همین زمینه مورد محاکمه قرار گرفت.

دختر و وکیل خانم بهرامی پیشتر در مصاحبه با رسانه ها گفته بودند که، دادگاه انقلاب تهران علاوه بر اتهام حمل مواد مخدر، پرونده‌ای را با اتهام محاربه از طریق عضویت خانم بهرامی در گروه "انجمن پادشاهی ایران"  در دست بررسی دارد.

در حالی حکم اعدام این شهروند زن ایرانی- هلندی به طور ناگهانی به اجرا در آمده است که رامین مهمانپرست، سخنگوی وزارت خارجه ایران، در اظهارنظری در مورد وی گفته بود: "جرم این فرد در دادگاه در حال رسیدگی است."

شایان ذکر است که در پی افزایش موج اعدام ها در ایران، بسیاری از زندانیان سیاسی محکوم به اعدام نظیر حسین خضری، علی صارمی، جعفر کاظمی و محمدعلی حاج آقایی تاکنون اعدام شدند.


+ نوشته شده در  شنبه نهم بهمن 1389ساعت 6:50 بعد از ظهر  توسط Iran Mandegar  | 

چرا بن علی رفت و سید علی سر جاشه!


نیک آهنگ کوثر

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم دی 1389ساعت 2:48 بعد از ظهر  توسط Iran Mandegar  | 

تونس هم تونست

هر بار به خودمون میگیم این دفعه با دفعه های قبل فرق داره! این بار مردم دیگه تا دیکتاتور رو بیرون نکنند دست بردار نیستند. دیگه همه بیدار شدند و ....

تونس بحث داغ این چند روزه اخبار بود. مرور میکردم ببینم چه تفاوتی بین اونها و ما بود که اون دیکتاتوری سقوط کرد و این دیکتاتور پا برجاست. بدنه ی این حرکت مردمی و تصاویرش که خیلی به خیابونهای ایران پارسال شبیه بود, مردم ناراضی مثل همیشه با دست خالی یک طرف و سربازهای ضد شورش و لباس شخصی مسلح هم روبرو.

اشکال باید از جای دیگه باشه. دیکتاتوری در ایران از بنیان فاسد و زیرک بوده و هست. ازسال 78,  بعد از اون جنایت کوی دانشگاه متوجه شدم که هر مخالفتی در این دیکتاتوری پایبند و علاقه مند به ماندگاری این دیکتاتوری است و مخالف از هم پاشیدن ستونهای اون.  به نظر میرسه که تمامی مخالفت ها هم زیر بال کرکس دیکتاتوری شکل میگیره و به بهترین نحو مهندسی میشه تا آرامش و جهت دهی اون به سمت دلخواه!

آقای موسوی, خاتمی و هر سیاستمدارمخالف نما ی  دیگری در ایران آزاد هیچ جایی در قدرت و مدیریت ندارند, خوب مشخصه که فقط با بیانیه و سواستفاده از قدرت مخالفت مردم قصد پیروزی جناهی دارند و کسب جایی در قدرت فاسد این دیکتاتوری. مردم و اعتراض ها هم شده اهرم فشار این دعواهای خانوادگی!

اگر آزادی این مردم را در نظر داشتند, یک بیانیه تنظیم میکردند که از ایستادگی و مبارزه همه جانبه تا پیروزی ملت حرف بزنه و نه خاطره تعریف کردن و اشاره به چند نکته که ما زندانی داریم و تقلب شده. چند دهه است که تقلب میشه! چند دهه است که مردم در فقر به سر میبرند! چند دهه است که دزدی میشه! آیا زمانی که اصلاح طلب ها بودند دنیا گلستون بود؟ نخست وزیر بودی جرمی صورت نگرفت؟ شما همه از بدنه همین فساد هستید. با مردم بازی نکنید. تاریخ بی مهری شما رو ثبت خواهد کرد. بی علی به عربستان پناه برد ولی هیچ کشوری پذیرای شما نیست.

تونس اصلاح طلب نداشت. کسی که دهها بیانیه بده نبود. ده میلیون جمعیت داره که بهترین استاندارد زندگی رو در قاره آفریقا دارند. سیزده درصد نرخ بیکاری و دروغ اونها رو خسته کرد و به خیابونها اومدند. شب قبل از فرار هم اشک تمساح و وعده های دروغ بی علی کاری از پیش نبرد تا چهل هشت ساعت بعد که فرار کرد.

بله تونس هم تونست!

زندانی ها آزاد شدند و دیکتاتور هم فرار کرده تا دولت جدید و بدون حضور دروغگو و دزد شکل بگیره.

مزد آن گرفت جان برادر که ایستاد و منتظر بیانیه نشد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم دی 1389ساعت 2:36 بعد از ظهر  توسط Iran Mandegar  | 

حکم ۱۰ سال حبس تعزیری عماد بهاور تایید شد

مادر عماد بهاور، نیز چند روز پیش اعلام کرده بود که دفاعیه این زندانی به دست قاضی او نرسیده است.

 

مریم شفیعی همسر عماد بهاور زندانی سیاسی و مسول شاخه جوانان نهضت آزادی از تایید شدن ۱۰ سال حکم حبس تعزیری همسرش خبر داد.

به گزارش کلمه وی هچنین اعلام کرد: محرومیت ۱۰ ساله محرومیت از هر گونه فعالیت حزبی و رسانه ای و حتی فعالیت در فضای مجازی هم تایید شد .ضمن اینکه کاشناسان پرونده این زندانی سیاسی را تهدید به تبعید کردند.

مادر عماد بهاور، نیز چند روز پیش اعلام کرده بود که دفاعیه این زندانی به دست قاضی او نرسیده است.

طاهره طاهریان،در خصوص وضعیت پرونده و دفاعیات او به کمپین بین اللملی حقوق بشر در ایران گفت: « متاسفانه به وکیل عماد وقت ملاقات داده نشد و وکیلش بدون اینکه موفق به دیدار او شود دفاعیه را تنظیم کرد. در واقع در طول یکسالی که از بازداشت عماد می گذرد فقط یکبار وکیل او قبل از دادگاه بدوی توانست عماد را ملاقات کند. برای این مرحله وقتی ما برای ملاقات عماد به زندان می رفتیم حرف های وکیل را به عماد می رساندیم و بعد حرف های عماد را به وکیلش منتقل می کردیم ، هر دو شان در تنهایی دفاعیه های خود را برای دادگاه تجدید نظر تنظیم کردند. اما متاسفانه هنوز دفاعیه عماد به دست قاضی پرونده نرسیده است.»

طاهره طاهریان با اظهار اینکه متعجب است که چرا هنوز قاضی دفاعیه عماد را دریافت نکرده است، گفت: « من به دادگاه رفتم و پرس وجو کردم اما گفتند هنوز نامه نرسیده است ، امیدوارم که بدون خواندن آن دفاعیه رای صادر نشود چون عماد در دفاعیه خود بند به بند درباره اتهاماتش توضیح داده است. نمی دانم حالا بدون خواند ن آن دفاعیه که عماد با زحمت آن را نوشته است حکم صادر می شود یا نه.»

حکم بهاور یکی از سنگین ترین حکم های بعد از انتخابات است که توسط صلواتی قاضی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب صادر شده بود.

اتهام های عماد بهاور، “اجتماع وتبانی به قصد برهم زدن امنیت ملی”، “تبلیغ علیه نظام” و “عضویت در نهضت آزادی” بوده است.

وی ابتدا چند روز قبل از انتخابات ۲۲ خرداد ۸۸ بازداشت شد. او در یک سال و نیم بعد از انتخابات هم چند بار بازداشت و آزاد شده و از اسفند ماه سال ۸۸ بدون وقفه در زندان اوین بوده است.

بهاور در حال حاضر در بند ۳۵۰ زندان اوین است.

 

کلمه

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم دی 1389ساعت 2:48 بعد از ظهر  توسط Iran Mandegar  | 

محکومیت غیرمنصفانه حقوقدان برجسته ایرانی به ۱۱ سال حبس

نسرین ستوده

 کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران محکومیت ۱۱ سال حبس وکیل برجستهء حقوق بشر، نسرین ستوده را نمود دیگری از" بی عدالتی مطلق در قوه قضا " خواند و گفت که این حکم باید توسط دادگاه تجدید نظر فسخ شود.

نسرین ستوده به ۱۱ سال حبس تعزیری ، ۲۰ سال محرومیت از ارائهء خدمات حقوقی و وکالت و همچنین ۲۰ سال ممنوعیت از خروج کشور محکوم شده است . قاضی وی را به پنج سال حبس به اتهام "اقدام علیه امنیت ملی،" پنج سال به اتهام "عدم رعایت حجاب اسلامی در یک فیلم سخنرانی،" و یک سال حبس برای "تبلیغ علیه نظام" محکوم کرده است.
رضا خندان، همسر نسرین ستوده، در گفتگو با کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران این حکم را "بسیار عجیب و ناعادلانه" خواند. بازجویان نسرین ستوده مکررا به وی گفته بودند که "ما نمی گذاریم کمتر از ده سال زندانی به تو داده شود."

هادی قائمی، سخنگوی کمپین گفت: "این حکم هیچ پایه قضایی و حقوقی ندارد و با هدف حذف یکی از مدافعین پیشرو حقوق بشر از عرصهء فعالیت صادر شده است."

وی افزود: " نسرین ستوده هیچ قانونی را نقض نکرده است، اما به دلیل تعهدش به قوانین ایران و قوانین بین المللی، در سیستم قضایی ایران که اصرار به نقض حقوق بشر دارد، زندانی شده است."

نسرین ستوده وکیل مدافع عدهء زیادی از کسانی بوده است که بعد از اینکه حق خود را در اعتراض به انتخابات مورد مناقشهء سال ۱۳۸۸ اجرا کردند، به صورت خودسرانه دستگیر و محکوم شده اند. از جملهء موکلان وی، برندهء جایزهء صلح نوبل، شیرین عبادی بوده است که برای برخورداری ستوده از مراحل آیین دادرسی به شدت مبارزه کرده است. عبادی برای ایجاد آگاهی نسبت به وضعیت نسرین ستودهیک تحصن در مقابل شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد ترتیب داد.

محکومیت نسرین ستوده، جزیی از یک حملهء سازماندهی شده علیه وکلای مدافع و فعالان حقوق بشر در ایران است. در تاریخ ۱۷ دیماه، شیوا نظرآهاری، یکی از بنیانگزاران کمیتهء خبرنگاران حقوق بشر و یک کنشگراجتماعی شناخته شده، به چهار سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد. در تاریخ ۸ آبان سال جاری، شعبهء ۱۵ دادگاه انقلاب تهران وکیل برجستهء ایرانی، محمد سیف زاده را به نه سال حبس و ده سال محرومیت از حرفهء حقوق محکوم کرد.

نسرین ستوده که مادر دو فرزند است، در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۳۸۹ دستگیر شد. حبس وی برای مدت طولانی در سلول انفرادی، و محرومیت وی از تماس با خانواده و وکیلش باعث شده که وی با سه بار اقدام به اعتصاب غذای خشک برای اعتراض به شرایط زندان و نقض آیین دادرسی در پرونده اش، با مرگ روبرو شود.

وضعیت جسمی نسرین ستوده به حدی وخیم شده بود که وقتی بالاخره به فرزندانش اجازه داده شد تا وی را ملاقات کنند، از دیدن وی دچار شوک شدند.

در آذرماه امسال، اتهامات جدیدی علیه ستوده مطرح شد و مسئول ستاد حقوق بشر قوه فضاییه ، محمد جواد لاریجانی، وی را به دلیل مصاحبه هایش در زمان وکلاتش محکوم کرد.

ناوی پیلای، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد، در خصوص پروندهء وی در تاریخ 2 آذرماه 1389 ابراز نگرانی کرد و گفت: “من خیلی نگران هستم که پروندهء نسرین ستوده بخشی از یک سرکوب بسیار گسترده تر است و اینکه وضعیت مدافعان حقوق بشر در ایران، در حال سخت تر شدن است.”

هادی قائمی گفت: "این محکومیت، در کنار محکومیت سایر مدافعان و وکلای مدافع حقوق بشر، بیانگر بی توجهی کامل جمهوری اسلامی ایران نسبت به هنجارهای تعیین شده توسط جامعهء بین المللی برای محافظت از حقوق بشر است."

وی افزود: "این حکم به وضوح نیاز به برخورد شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد با بحران حقوق بشر در ایران را نمایش می دهد." 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم دی 1389ساعت 2:35 بعد از ظهر  توسط Iran Mandegar  | 

کروبی:حوادث رخ داده در روز عاشورا برای خانواده های زندانیان سیاسی نشانه استیصال اقتدارگرایان است

شب گذشته به دنبال اعلام روزه سیاسی خانواده های زندانیان سیاسی به نشانه هم بستگی با عزیزان روزه دار و اعتصاب کننده دربند، این خانواده ها در کنار یک دیگر روزه شان را افطار کردند.

به گزارش تحول سبز، این مراسم معنوی که در منزل یکی از زندانیان سیاسی برگزار شد، آغاز بر سلسله برنامه های خانواده ها تاآزادی عزیزانشان از بند ستم بود. همسرنسرین ستوده با اظهار نگرانی از وضعیت او که روزهاست به اعتصاب غذا دست زده است رسیدگی به شرایط و وضعیت به وجود آمده را برای رفع خطرات جدی ضروری دانست.همسر محمد نوری زاد نیز با تماس تلفنی از بخش سی سی یو بیمارستان مدرس از شرکت کنندگان در این برنامه خواست که برای سلامت آقای نوری زاد و دیگر عزیزانی که در اعتصاب غذا به سر میبرند، دعا کنند.

آقای کروبی نیز تلفنی با بعضی از خانواده ها در ارتباط با وضعیت عزیزانشا گفتگو کرده برای آزادی هر چه سریع تر آن ها و نیز رفع همه گرفتاری ها دعا کرد. مهدی کروبی در گفتگو با فخرالسادات محتشمی پور از حوادث پیش آمده در روز عاشورا برای او و خانواده نوری زاد اظهار شگفتی کرد و گفت این گونه اقدامات نشانه استیصال اقتدارگرایان است.

همسرتاجزاده نیز تاکید کرد مشکلات به وجود آمده برای ما هرچند تلخ بود اما تلخ تر از آن منکراتی است که به نام اسلام و توسط مأموران کشور اسلامی صورت می گیرد. اعمالی که در هر گوشه دنیا انجام شود زمامداران ما فریاد اعتراض سرمی دهند اما درجمهوری اسلامی معصیت و منکر توسط حکومت و مأموران حکومتی و امنیتی انجام و ترویج می شود و کسی فرباد وااسلاما و وامحمدا سر نمی دهد و مقصرین و گناه کاران هم توبه و عذرخواهی نمی کنند.

خانواده های زندانیان سیاسی در مراسم افطار روزه سیاسی از شنیدن خبربازداشت فاطمه عرب سرخی و دیگر جوانان اصلاح طلب اظهار تأسف و نگرانی شدید کردند .


تحول سبز

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم دی 1389ساعت 2:23 بعد از ظهر  توسط Iran Mandegar  | 

گزارش تصویری عاشورا 1389




لینک فیلم صف آرایی نیروهای امنیتی در عاشورای 89(میدان انقلاب)

سلام بر حسین سبز پوش

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آذر 1389ساعت 8:59 قبل از ظهر  توسط Iran Mandegar  | 

تجمع دانشجويان در مقابل دانشگاه علوم‌پزشكي ايران در اعتراض به انحلال این دانشگاه

دانشجوهای دانشگاه علوم پزشکی:

دانشگاه با ریشه, یک شبه منحل نمیشه;

مدرکتون ارزونیتون, ایران رو نمیدیم بهتون;

ابطهی پاسخگو, سایت دانشگامون کو;

با این همه هیاهو, رسانه ملی کو!!!!!!


دانشگاهي با داشتن ۱۶ بيمارستان بزرگ در تهران و ساير شهرستان هاي اين استان و در اختيار داشتن بيش از ۱۳ هزار نيروي انساني که ديگر وجود خارجي ندارد و بر اساس تصميم جمعه گذشته وزير بهداشت، یک شبه منحل شده!!

دانشگاه تهران، دانشجويان دانشگاه منحل شده علوم‌پزشكي ايران را نپذيرفت!!

جرس: دانشجويان دانشگاه علوم‌پزشكي ايران در اعتراض به حكم روز گذشته وزير بهداشت و تصمیم ناگهانی این وزارتخانه مبني بر انحلال دانشگاه علوم‌پزشكي ايران، صبح امروز در مقابل اين دانشگاه تجمع كردند.

 

به گزارش فارس، حدود 800 نفر از دانشجويان دانشگاه علوم‌پزشكي ايران در واكنش به انحلال اين دانشگاه از ساعت 9:30 امروز يكشنبه 9 آبان در مقابل دانشگاه علوم‌پزشكي ايران واقع در بزرگراه شهيد همت تجمع كردند. اين دانشجويان با سر دادن شعار "نه تهران، نه بهشتي، فقط علوم‌پزشكي ايران " نسبت به انحلال دانشگاه علوم‌پزشكي ايران اعتراض كردند.

 

دانشگاه تهران، دانشجويان دانشگاه منحل شده علوم‌پزشكي ايران را نپذيرفت

 

 دانشگاه علوم پزشكي ايران نه با پيشنهاد دانشگاه‌هاي علوم پزشكي، دانشجويان و وزارت بهداشت بلكه با ابلاغيه معاونت انساني رياست جمهوري منحل شد كه اين اتفاق شوك بزرگي را به دانشجويان اين دانشگاه وارد كرده است.

به گزارش ايلنا، دانشجويان دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي ايران صبح امروز با شنيدن انحلال دانشكده‌اي كه در آن تحصيل مي‌كنند، در محوطه اين دانشگاه تحصن كرده و اعتراض خود را نسبت به اين اتفاق ابراز مي‌كنند.

اين در حالي است كه دانشكده علوم پزشكي تهران كه قرار است طبق گفته وزير بهداشت و درمان بخشي از واحدهاي آموزشي دانشگاه علوم پزشكي ايران را در خود ادغام كند نيز نتوانسته به راحتي با اين ادغام كنار بيايد، چرا كه دانشكده پرستاري دانشگاه علوم پزشكي تهران در حال حاضر اين گروه از دانشجويان دانشگاه ادغام شده را براي پذيرش قبول نكرده است.

به نظر مي‌رسد اين ادغام در صورتي اتفاق افتاده كه هماهنگي‌هاي لازم براي آن از قبل انجام نشده است و دانشجويان و اساتيد اين دانشگاه‌ها را سر در گم كرده است تا جايي كه دانشجويان اين دانشگاه‌ها را مجبور به تحصن و اعتراض كرده است.

دانشگاه علوم‌پزشكي ايران به دليل سكونت نيمي از پرسنل دركرج منحل شد

 

 

 

در همین حال مرضيه وحيد دستجردي امروز اظهار داشت: پيرو ابلاغيه معاونت نيروي انساني رياست جمهوري، دانشگاه علوم پزشكي ايران ادغام شده است كه بر اساس آن هم شبكه بهداشت و درمان شهر تهران ساماندهي مي‌شود و هم مسائل آموزشي و پژوهشي بهبود مي‌يابد.

به گزارش ايلنا، وي ادامه داد: در اين زمينه اتفاقي جز ارتقاي اين فعاليت‌ها نمي‌افتد و دانشجويان دانشگاه علوم پزشكي ايران به دانشگاه علوم پزشكي تهران منتقل مي‌شود.

وزير بهداشت و درمان گفت: ادغام دانشگاه علوم پزشكي ايران با توجه به اصلاح ساختاري كه قرار بود در شهر تهران اتفاق بيفتد، انجام شد؛ البته اين دانشگاه سه چهارم شبكه بهداشتي خود را به دليل تاسيس استان البرز به همراه بيمارستان‌هاي منطقه كرج به دانشگاه علوم پزشكي البرز منتقل كرد.

دستجردي عنوان کرد: يك هزار و 700 پرسنل دانشگاه علوم پزشكي ايران ساكن استان البرز بودند كه همگي آنها به كرج منتقل مي‌شوند.

وي اظهار كرد: از مشكلات ما در زمينه سه دانشگاه علوم پزشكي مادر در تهران همخوان نبودن مناطق جغرافيايي آنها بوده است به طوري كه به عنوان مثال در يك خيابان منطقه بهداشتي يك دانشگاه بوده و پايين آن خيابان منطقه بهداشتي دانشگاهي ديگر. همچنين عدم همخواني مناطق از نظر جغرافيايي نيز از مشكلات موجود بوده است كه يك دانشگاه از منطقه شمال بايد بر منطقه‌اي در غرب نظارت مي‌كرد، البته اين مسائل ساماندهي شد.

دستجردي با این مدعا که "مسائل پژوهشي و آموزشي ارتقاي جدي پيدا مي‌كند"، گفت: بر اين اساس در رتبه‌بندي دانشگاه‌ها رتبه‌هاي بالاتري را كسب مي‌كنيم و افرادي كه قبلا فارغ‌التحصيل دانشگاه علوم پزشكي ايران بوده‌اند، اتفاق خاصي براي مدارك آنها نمي‌افتد، اما هفت بيمارستان زير پوشش دانشگاه علوم پزشكي ايران به همراه معاونت‌هاي غذا و دارو، بهداشتي و درماني به دانشگاه علوم پزشكي بهشتي منتقل مي‌شود و مسائل و موضوعات آموزشي به دانشگاه علوم پزشكي تهران انتقال مي‌يابد.

گفتنی است روز جمعه، مرضيه وحيد دستجردي، وزير بهداشت در نامه‌اي به محمدباقر لاريجاني رييس دانشگاه علوم‌پزشكي تهران، دانشگاه علوم‌پزشكي ايران را منحل و واحدهاي آموزشي آن را به دانشگاه تهران و واحدهاي درماني و بهداشتي آن را به دانشگاه شهيد‌بهشتي سپرد. اين نامه بدون هماهنگي با پرسنل و هيات‌علمي دانشگاه علوم‌پزشكي ايران صادر و منتشر شده است.

 روز گذشته مرضيه وحيد دستجردي، وزير بهداشت درمان و آموزش پزشكي با ابلاغ نامه‌اي به محمد باقر لاريجاني، رئيس دانشگاه علوم پزشكي تهران دستور داد تمام واحدهاي آموزشي، پژوهشي و دانشجويي منتزع از دانشگاه علوم‌پزشكي ايران اعم از دانشكده ها و مراكز تحقيقاتي، بيمارستان‌هاي آموزشي، واحدهاي پرديس مركزي و بين‌الملل و ساير واحدهاي دانشگاه كه به نحوي با مراكز آموزشي، پژوهشي و دانشجويي مرتبط هستند و نيز واحدهاي رفاهي و پشتيباني مرتبط اعم از خوابگاه‌هاي دانشجويي و فضاهاي فوق برنامه و فرهنگي به دانشگاه علوم پزشكي تهران منتقل شوند.

دانشگاه علوم پزشکی ایران با در اختیار داشتن 16 بیمارستان و بیش از 13 هزار نفر نیروی انسانی، جزء یکی از بزرگترین دانشگاه های علوم پزشکی کشور بود که با حکم روز جمعه مورخ 7 آبان وزیر بهداشت و درمان در دانشگاه های علوم پزشکی تهران و شهید بهشتی، ادغام شد.

 

دانشگاه علوم پزشکی منحله ایران، یکی از 3 دانشگاه ارائه دهنده خدمات بهداشتی و درمانی در تهران بزرگ بود که به مردم مناطق غرب تهران و شهرستانهای همجوار از جمله شهریار و کرج، خدمات رسانی می کرد. این دانشگاه با در اختیار داشتن 16 بیمارستان، جزء یکی از بزرگترین دانشگاه های علوم پزشکی کشور بود که با حکم روز جمعه مورخ 7 آبان مرضیه وحید دستجردی، وزیر وقت بهداشت و درمان در دانشگاه های علوم پزشکی تهران و شهید بهشتی، ادغام شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم آبان 1389ساعت 5:17 بعد از ظهر  توسط Iran Mandegar  | 

بیش از ۳۵ روز در انفرادی و‌ بلاتکلیفی پرونده یک وبلاگنویس جوان

تا آزادی روزنامه نگاران زندانی : یکی از منابع محلی به کمپین بین المللی حقوق بشر گفت که هم اکنون ۳۵ روز از بازداشت نوید محبی وبلاگ نویس مازندرانی می گذرد و همچنان پرونده این دانش آموز آملی وی در بلاتکلیفی به سر می برد. تا کنون اتهام نوید محبی از سوی مقامات قضائی استان مازندران و نیروهای امنیتی مشخص نشده و به علاوه تا کنون خانواده نوید محبی و مینا جعفری وکیل مدافع وی موفق به دیدار با او نشده اند.
منبع یاد شده به کمپین گفت که اداره اطلاعات استان مازندران طی تماسی با خانواده نوید محبی گفته تا نوید از کارهای گذشته و فعالیت های خود نادم نشود او را همچنان در سلول انفرادی نگهداری می کنند و وی را آزاد نخواهند کرد.
اداره اطلاعات استان مازندران ۲۷ شهریور ماه وی را در منزل پدرش دستگیر و به زندان اداره اطلاعات استان مازندران منتقل کرد. منابع نزدیک به خانواده نوید محبی از ضرب و شتم وی در هنگام دستگیری توسط نیروهای امنیتی خبر داده اند. نوید محبی دانش آموز مقطع پیش دانشگاهی ساکن شهرستان آمل بوده در جریان اعتراضات روز جهانی زن ( ۸ مارس ) و مراسم چهارشنبه سوری سال گذشته به مدت چند روز توسط اداره اطلاعات شهرستان آمل بازداشت شده و مورد بازجوئی قرار گرفته بود
+ نوشته شده در  شنبه یکم آبان 1389ساعت 7:58 قبل از ظهر  توسط Iran Mandegar  | 

بیانیه بیش از 420 نفر از فعالان مدنی و جنبش زنان برای آزادی نسرین ستوده

جمعی از فعالان حقوق بشر و حوزه زنان، با امضای نامه‌ای ضمن محکوم کردن بازداشت نسرین ستوده، خواستار آزادی بی‌قید و شرط وی شدند.

امضا کنندگان این نامه، با تاکید بر این که "دفاع از حقوق بشر جرم نیست"، آورده‌اند: مطالبه اصلی ستوده در دادسراها و دادگاه‌ها، تضمین حقوق موکلانش بوده و عجبا که تاوان طلب کردن قانون، آن هم به اتکای اندک ماده های قانون حقوق شهروندی، بازداشت و زندان است.


متن کامل این نامه به شرح زیر است:


با گسترش فشار بر مدافعان حقوق بشر دایره فعالیت های مدافعان و وکلا روز به روز تنگ تر می شود. ممانعت از فعالیت کانون مدافعان حقوق بشر تا لغو پروانه و تهدید و بازداشت و صدور احکام سنگین برای گزارشگران حقوق بشر چون شیوا نظرآهاری وادامه بازداشت وکلای مدافع حقوق بشرهمچون محمد اولیایی فرد نشانه بارز این فشارهاست. این بار وکیل شجاع حقوق زنان و حقوق بشر، نسرین ستوده به بند شده است تا وخامت دفاع از فعالان مدنی و سیاسی به عریانی بازنمایی شود؛ تا برترس و وحشت برای ادامه فعالیت های مدنی و سیاسی بیفزاید؛ و تا دفاع از حقوق زنان و دفاع از حقوق شهروندان هم جرم شناخته شود؛ تا موکل و وکیل را در جایگاه متهمان امنیت ملی بنشانند.

نسرین ستوده کنشگر مدنی، فعال حقوق زنان و وکیل مدافع حقوق بشراز فعالان حقوق کودک و از پیشگامان مبارزه با اعدام کودکان زیر 18 سال در ایران نیز است. این فعال جنبش زنان و عضو کانون مدافعان حقوق بشر، از جمله وکلای حق طلبی است که نه تنها زندگی حرفه ای خود را صرف دفاع از حقوق شهروندی و آموزش آن به وکلای خود کرده اند که دفاع از حقوق بشر بخشی از زندگی شان شده است.

مطالبه اصلی ستوده در دادسراها و دادگاه ها، تضمین حقوق موکلانش بوده و عجبا که تاوان طلب کردن قانون، آن هم به اتکای اندک ماده های قانون حقوق شهروندی، بازداشت و زندان است! ما امضا کنندگان این بیانیه ضمن این که خواستار آزادی بی قید و شرط نسرین ستوده و دیگر وکلای مدافع حقوق بشر هستیم ادامه بازداشت آنها را امری غیرقانونی می دانیم.

 

منبع: تغییر برای برابری

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم مهر 1389ساعت 7:25 بعد از ظهر  توسط Iran Mandegar  | 

نامه شبنم مددزاده به دانشجویان: در امتحان ظلم‌ستیزی سربلند باشیم

شبنم مددزاده نایب‌دبیر شورای تهران دفتر تحکیم وحدت و عضو انجمن اسلامی دانشگاه تربیت معلم کرج که از اسفند ماه سال گذشته، در بازداشت به سر می برد، به مناسبت آغاز سال تحصیلی نامه ای منتشر کرد.

مددزاده که دوازدهم خرداد ماه سال جاری همزمان با تایید حکم ۵ سال زندان‌اش، به زندان رجایی شهر کرج تبعید شد، در این خطاب به دانشجویان نوشت: اکنون که سرزمینم به هیات دستان دانشجویان درآمده و در هر گوشه ی میهنمان چراغی افروخته شده در برابر ظلم و جور شب پرستان، خروش و فریاد ظلم ستیزی شما سکوت و سیاهی شبهایشان را در هم می شکند، چرا که فریاد های شما آبستن نور و ازادی است.

متن کامل نامه شبنم مددزاده به شرح زیر است:

صدای زنگهای مدرسه، صدای شکستن سکوت این شب است. صدای زنگ های مدرسه شروع یک تداوم است، تداوم نواختن آهنگ مبارزه در برابر بی عدالتی، ایستادگی در حق خواهی و پای فشردن بر آزادیخواهی، آهنگی صد ساله که در سرزمینمان به دست عاشقان آزادی نواخته شده و مشق نواختنش را در صفحه های تاریخ برجای گذاشته اند تا شاید ما تکرارش کنیم؛ که تنها راه برای رسیدن به نور و آزادی ست.

یاران دبستانی، اینک دوباره پاییز، دوباره مدرسه و دانشگاه، معلم و استاد، دوباره میز و صندلی و تخته سیاه و دوباره تکرار درس و امتحان…

آری، اینک دوباره پاییز، یادآور صلابت و ایستادگی دانشجویان این سرزمین است. چه شمایی که در سنگر تسخیر ناپذیر آزادی خروشیده اید و صدای فریادتان شب باوران را به زانو در آورده است و چه تمامی دانشجویانی که در زندان های قساوت، در برابر شکنجه و شلاق، مقاومت می کنند. آری درست است که اینک در مدرسه ی من میز و صندلی و تخته سیاهی نیست و جزوه ی درس های من سینه ی درد کشیده و زخمین از شلاق بی عدالتی و ظلم زمان سرزمینم است، که صفحه به صفحه اش یاد آور عهد بسته با خود و خدایم است.

ولی همه ی ما درس هایمان را با یک الفبا شروع می کنیم. الفبایی که معلم هایمان با شعر زندگی شان، بالای چوبه ی دار با قافیه اعدام سروده اند. درس بزرگ فرزاد کمانگر و هم قطارانش عشق ورزیدن به تمام انسان ها بود. الفبایی که “الفش” از ایثار و از خود گذشتگی در راه انسانیت، تا “ی” که یکی شدن و یگانگی را بر خط به خط دفتر مبارزه نوشته اند تا ما از رویشان بنویسیم. اگرچه زندان، زنجیر و چوبه ی دار در دستان حاکمان است، این دستان ماست که سدی سترگ در برابر همه ستمه هاست. دستان ماست که چوب الف را می شکند و ترکه های بیداد را بر نمی تابد.

اکنون که سرزمینم به هیات دستان دانشجویان درآمده و در هر گوشه ی میهنمان چراغی افروخته شده در برابر ظلم و جور شب پرستان، خروش و فریاد ظلم ستیزی شما سکوت و سیاهی شبهایشان را در هم می شکند، چرا که فریاد های شما آبستن نور و ازادی است.

یاران دبستانی، باید با عزمی جزم تر از پیش و با توانی مضاعف، درس هایمان را مرور کنیم، تا از امتحان ذلت ناپذیری و ظلم ستیزی سر بلند بیرون آییم، دست هایمان را به هم دهیم دوباره و …

و من هم از دهلیز بی روزن زندان، با فریادم دریچه ای به دنیا می گشایم و هم صدا با شما در کوچه های پر نفس رزم فریاد سر میدهم که دیگر این شب را از ما گریزی نیست دیر نیست که با سلاله های خورشید آزادی، قلبش شکافته خواهد شد.

+ نوشته شده در  شنبه سوم مهر 1389ساعت 4:53 بعد از ظهر  توسط Iran Mandegar  | 

وضع دردناک پناهندگان ایرانی در مالزی

پس از حوادث کودتای سال گذشته، جوانان و فعالان سیاسی و روزنامه نگاران بسیاری که زیر فشار و تهدید بودند، به مالزی پناهنده شدند. از آن جا که دولت و پلیس مالزی رابطۀ خوبی با دولت ایران دارد، جان پناهندگان در خطر است. هفتۀ پیش یک جوان ایرانی که از فعالان دانشجویی بوده در خانه‌اش به قتل رسید. گروهی که پس از ماه ها سرگردانی پناهندگی سازمان ملل گرفته‌اند، کوچکترین کمک مالی یا تسهیلات دریافت نمی کنند.

گزارشی کوتاه از وضع دردناک پناهندگان ایرانی در مالزی

به عنوان یک پناهندۀ سیاسی ایرانی در مالزی این گزارش کوتاه در بارۀ پناهندگان ایرانی به مالزی را از طرف دوستانم می نویسم تا هموطنان و سازمان های حقوق بشر به وضع اسفناک ما رسیدگی کنند:

پس از حوادث کودتای سال گذشته، جوانان و فعالان سیاسی و روزنامه نگاران بسیاری که زیر فشار و تهدید بودند، به مالزی پناهنده شدند. اما رفتار مسئولان در اینجا نه تنها دوستانه نیست، بلکه با انواع توهین های رفتاری و زبانی، همراه است.

گروهی که پس از ماه ها سرگردانی پناهندگی سازمان ملل گرفته‌اند، کوچکترین کمک مالی یا تسهیلات دریافت نمی کنند. کوچک ترین کمک پزشکی و یا امکانات سکونت به پناهندگان ایرانی نمی شود. در میان ما بیماری های پوستی، تنفسی، و ضعف جسمانی ناشی از تغذیۀ ناکافی شایع شده و علاوه بر آن حال روحی بچه ها در این جا به مرز بحرانی رسیده است . ما فقط سعی می کنیم که دوستانی که افکار خودکشی در سر دارند را دلداری بدهیم ولی خطر جدی تر از این هاست. چند ی پیش پلیس مالزی به جوانی افغانی که مهلت اقامتش گذشته بود و کارت شناسایی نداشت، اخطار و تیر اندازی کرد که به مرگ آن جوان انجامید. یکی از پناهندگان ایرانی جلوی ساختمان سازمان ملل اقدام به خودسوزی کرد که او را نجات دادند. بچه ها اغلب در بیغوله ها زندگی می کنند و این شرایط برای دختران بسیار سخت تر است. در حالی که پناهندگان در همۀ کشور ها حداقل از کمک های سازمان ملل برخوردارند، نمی دانیم چرا سازمان ملل پناهندگان سیاسی ایرانی در مالزی را به کل فراموش کرده است.

از آن جا که دولت و پلیس مالزی رابطۀ خوبی با دولت ایران دارد، جان پناهندگان در خطر است. هفتۀ پیش یک جوان ایرانی که از فعالان دانشجویی بوده در خانه‌اش به قتل رسید. پلیس مالزی از جمع شدن ایرانی ها با هم جلوگیری می کند و به همین دلیل از جزئیات این اتفاق ها خبر نداریم. امیدواریم گزارش گران رسمی به این جا بیایند و گزارش های دقیق تهیه کنند.

من خود پنج سال از جوانی ام را در زندان های دهۀ شصت گذرانده ام. پس از بیرون آمدن اجازۀ استخدام نداشتم و بدون بیمه، مزایا و حقوق مناسب به کار روزنامه نگاری و ویرایش مشغول بوده ام. اخیرأ حقوق بازنشستگی پدرم که به من تعلق می گرفت از طرف دولت قطع شده زیرا از پناهندگی من باخبر شده اند. اغلب دوستان در این جا همین وضع را دارند و هیچ منبع درامد یا کمک هزینۀ خانوادگی ندارند. ما حتی دیگر امکان استفاده از اینترنت را به سختی پیدا می کنیم.

از طرف همۀ بچه های ایرانی در این جا از سازمان های حقوق بشر تقاضای کمک های حقوقی، غذایی و بهداشتی داریم. این نامه را از طریق یکی از نویسندگان همکار با ایران امروز که به خوبی از سوابق من آگاهی دارد برای سایت شما می فرستم.


در صورت لزوم با این نشانی تماس بگیرید:

nina_neda1388@yahoo.com
+ نوشته شده در  جمعه چهارم تیر 1389ساعت 8:33 بعد از ظهر  توسط Iran Mandegar  | 

بیست و دوم خرداد ماه, هزار سیصد و هشتاد و نه

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم خرداد 1389ساعت 10:40 قبل از ظهر  توسط Iran Mandegar  | 

اختاپوسی به نام سپاه پاسداران

ایران: سفر به بطن امپراطوری پاسداران

مقاله‌ای به قلم «ایو بوردیون» (Yves Bourdillon)
منتشر شده در روزنامه فرانسوی «لز ا کو» (Les Echos ـ «پژواک‌ها»)
سه شنبه ۴ خرداد ۱۳۸۹ (25 می‌2010)
مترجم : انوشیروان بزرگمهر

پاسداران که عمود خیمه رژیم مذهبی حاکم بر ایران هستند صرفا یک سازمان نظامی نیستند، بلکه یک امپراطوری صنعتی نیز هستند که مستقیما در برنامه هسته‌ای ایران دخالت دارند و هم اکنون در تلاش هستند تا چندین قرارداد نفتی و گازی به ارزش میلیارد‌ها دلار را زیر کنترل خودشان بگیرند.

در پشت پرده، تمامی امور رژیم ایران، منجمله برنامه‌های هسته‌ای جمهوری اسلامی، زیر کنترل پاسداران قرار دارند. آنها شبکه‌های تروریستی گوناگون را کنترل می‌کند، همه گونه قاچاق انجام می‌دهند و برخی از بخش‌های اقتصاد کشور، همچون راه و ساختمان، انرژی و مخابرات را زیر سلطه انحصاری خودشان گرفته‌اند. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی یک «اختاپوس» است که برخی آن را با «مافیا» همانند می‌دانند. سپاه پاسداران یک پدیده چند بعدی است : یک حزب سیاسی، یک سازمان مخفی شبیه به «فراماسونری»، یک شبکه اجتماعی، یک ارتش موازی و یک امپراطوری صنعتی. در حالی که شورای امنیت سازمان ملل متحد هم اکنون سرگرم گفتگو پیرامون مجازات‌ها بر علیه رژیم ایران است، پاسداران در بطن یک زور آزمایی میان ایران و جامعه بین المللی قرار گرفته‌اند. قدرت اقتصادی و مالی سپاه پاسداران مستمرا رو به افزایش است. دیروز مطبوعات محلی در ایران خبر دادند که پاسداران از طریق مجتمع صنعتی موسوم به «خاتم الانبیاء» در حال بدست گیری کنترل یک پروژه نفتی و گازی به ارزش ۱۰ میلیارد دلار هستند. این نمونه‌ای از هدایایی است که رژیم ایران به پاسداران می‌دهد. پاسداران در ماه آوریل اعلام کردند که آمادگی دارند در میدان‌های نفت و گاز کشور جایگزین کمپانی‌های غربی بشوند.

اما کارکرد داخلی این نهاد چگونه است؟ در فوریه ۲۰۰۸، «راند کورپوریشن» (Rand Corporation) یکی از نادرترین گزارش‌ها درباره سپاه پاسداران را منتشر کرد. در این گزارش گفته شده بود که «سپاه پاسداران یک سازمان اجتماعی ـ سیاسی ـ اقتصادی رو به گسترش است و نفوذ آن در همه عرصه‌های زندگی سیاسی و اجتماعی در ایران در حال افزایش است». افسران شاغل یا بازنشسته سپاه مناصب کلیدی کشور را در انحصار خودشان گرفته‌اند : ۷ وزیر از ۲۱ وزیر موجود در دولت (ازجمله وزیران نفت، دارایی، ارتباطات، دفاع، کشور )، یک سوم از کرسی‌های مجلس، یک سوم استاندارها و فرماندارها، تعداد فراوانی از شهرداران و سفیران.

سپاه پاسداران در واقع به مثابه یک موسسه تربیت کننده مدیران کشوری است، البته یک موسسه منحصر به فرد که پادگان‌ها و شکنجه گاه‌های متعدد در اختیار دارد. از همان بدو آفرینشش توسط آیت الله خمینی در می‌۱۹۷۹، سپاه به گونه‌ای سازماندهی شده بود که سپر دفاعی و «چشم‌ها و گوش‌های» رژیم اسلامی باشد. ماموریت درجه یک پاسداران سرکوب اعتراضات مردمی در داخل کشور است. آنها از بهترین تجهیزات نظامی برخوردار هستند و رژیم ایران برای پاسدران یک ارجحیت ویژه قائل است، زیرا ارتش منظم را چندان قابل اعتماد بشمار نمی‌آورد.


یک رژیم نظامی با ظاهر مذهبی

هیلاری کلینتون در ماه فوریه امسال گفته بود که پاسداران در ایران به یک «دولت در دولت» تبدیل شده‌اند. باتوجه به تعداد زیاد مقام‌های مهمی که به پاسداران واگذار شده اند، سخنان هیلاری کلینتون در مورد آنان به هیچوجه گزافگویی نبوده‌اند. لازم است یادآوری کنیم که احمدی نژاد خود یک پاسدار بوده است. برخی از تحلیلگران تا آنجا پیش رفته‌اند که گفته‌اند انتخاب مجدد او در ژوئن ۲۰۰۹ ـ که از طریق تقلبات گسترده ممکن شد ـ در حقیقت یک کودتای پاسداران بوده است. ملاها نمای ظاهری رژیم را تشکیل می‌دهند، ولی اهرم‌های کلیدی قدرت در دست پاسداران قرار دارند. «علی آلفونه»، پژوهشگر دانشگاه کپنهاگ که یکی از بهترین کارشناسان مسائل مربوط به پاسداران بشمار می‌رود، بر این باور است که رژیم ایران یک رژیم نظامی با یک نمای مذهبی است. ملاها که طی ۳ دهه اخیر بیشتر در پی مال اندوزی بوده‌اند هم اکنون در داخل رژیم ایران قدرت شان کاهش یافته است. در مقابل، قدرت پاسداران بصورت قابل توجهی افزایش یافته و آنها هم اکنون سهم بسیار مهمی در قدرت دارند. صدها شرکت تولیدی و تجاری متعلق به بنیادهای به اصطلاح خیریه هستند، ولی این بنیادها در واقع به پاسداران وابسته‌اند. غربی‌ها که عادت دارند با سازماندهی‌های شفاف سروکار داشته باشند در فهم کارکرد نهادهای وابسته به پاسداران دچار سردرگمی می‌شوند. بنا به گفته مطبوعات اپوزیسیون ایران، امپراطوری پاسداران برخی از بخش‌های اقتصاد کشور را زیر سلطه انحصاری خودش گرفته است. بخش‌هایی همچون : معاملات املاک، جراحی لیزر، جهانگردی، عینک سازی، دخانیات، کشاورزی، کشتی سازی، توزیع آب، حمل و نقل زمینی،... علاوه بر همه اینها، پاسداران در بخش‌های گوناگون اقتصادی سرمایه گذاری‌های متعددی انجام داده‌اند : معادن فلزات گوناگون (مس، زنگ، سرب)، میدان‌های گاز، شرکت هوایی پارس، بانک مهر، بانک انصار، شرکت نفتی کیش شرقی، چندین کارخانه اتومبیل سازی، چندین مجتمع نظامی ـ صنعتی و چندین کارخانه صنایع الکترونیکی که در زمینه تولید تلفن و کامپیوتر مشغول به فعالیت هستند. ریچارد استوارت لوی، معاون وزیر دارایی آمریکا، در ماه فوریه، در زمانی که آمریکا مجازات‌هایی را بر علیه ۴ شرکت وابسته به شرکت خاتم الانبیاء به اجرا گذاشته بود، اینگونه نتیجه گیری کرده بود : «کسانی که با ایران تجارت می‌کنند، در اکثر موارد، دانسته یا ندانسته، معاملاتشان را با نهاد‌های وابسته به پاسداران انجام می‌دهند. » در کهکشان شرکت‌های وابسته به پاسداران، خاتم الانبیاء یکی از نادر شرکت‌هایی است که وابستگیش به پاسداران یک موضوع علنی است. در آغاز، کار اصلی شرکت خاتم الانبیاء جاده سازی و احداث تاسیسات نفتی بوده است. این شرکت در سال ۱۹۸۸ به منظور بازسازی کشور پس از جنگ ایران و عراق ایجاد شده بود. این شرکت خیلی سریع به یکی از اصلی ترین شرکت‌های مهندسی در ایران تبدیل شد. شرکت خاتم الانبیاء هم اکنون بیش از 25 هزار کارمند دارد و تاکنون ۷۶۰۰ طرح را به اجرا گذاشته است : سد، مزرعه، معادن، ساختمان، پل، تونل، جاده، لوله‌های انتقال نفت و گاز، خطوط تلفن،... اکنون بیش از ۶ سال است که شرکت خاتم الانبیاء بیشتر در زمینه احداث تاسیسات نفتی مشغول به کار شده است. این شرکت یک لوله انتقال نفت و گاز به طول ۹۰۰ کیلومتر بسوی پاکستان و هند ساخته است. هزینه این طرح حدود یک میلیارد و سیصد میلیون دلار بوده است. شرکت خاتم الانبیاء تاسیسات دیگری در میدان نفتی پارس جنوبی ساخته است. گفته می‌شود که نیمی از ذخائر گازی کشور در میدان نفتی پارس جنوبی واقع شده است.

امتیازات بی حد و حصر

همه شرکت‌های وابسته به پاسداران از امتیازات بی حد و حصر برخوردار هستند. به حکم علی خامنه‌ای، آنها از پرداخت هرگونه مالیات معاف هستند و دولت نمی‌تواند هیچگونه کنترلی بر روی فعالیت‌های آنان اعمال بکند. پاسداران فقط به ولی فقیه حساب پس می‌دهند. از سوی دیگر، آنها نزد بانک‌های دولتی از اعتبارات ویژه با نرخ‌های ارزان قیمت برخوردار هستند. در برخی از موارد عاجل، بانک مرکزی کشور مبالغ درخواست شده توسط پاسداران را سریعا به حساب شرکت خاتم الانبیاء واریز می‌کند. شرکت‌های وابسته به پاسداران از این امکان برخوردار هستند که تجهیزات مهندسی رزمی نهادهای نظامی را بطور رایگان برای انجام طرح‌های مدنی مورد استفاده قرار بدهند. این کار به آنها امکان می‌دهد که طرح‌های مزبور را با قیمت‌هایی بسیار ارزان تر از قیمت بازار انجام بدهند و رقبای تجاری خود را از صحنه حذف بکنند. بنا به گفته علی آلفونه، در جریان خصوصی سازی شرکت‌های دولتی، پاسداران مهره‌های خود را به جلو می‌برند. به این ترتیب، شرکت‌های دولتی کمابیش شفاف به شرکت‌های دولتی کاملا غیر شفاف تبدیل می‌شوند. در مجموع پاسداران کنترل حداقل یک سوم از اقتصاد کشور را زیر سلطه خودشان گرفته‌اند.

رفسنجانی به اصطلاح «اصلاح طلب»، که از سال ۱۹۸۹ تا سال ۱۹۹۷ رئیس جمهور بوده است، به منظور حمایت از نفرات خودش که به «مافیای نفتی» مشهور هستند در گذشته تلاش کرده بود که در برابر تجارت پیشگی پاسداران موانعی را ایجاد بکند. پس از انتخاب محمود احمدی نژاد در سال ۲۰۰۵، پاسداران در عرصه تجارت پیشگی دیگر هیچگونه حد و مرزی را نمی‌شناسند. به دستور دولت، به بهانه ملاحظات مرتبط با امنیت ملی، طرح‌های احداث تاسیسات گوناگون بدون انجام هیچگونه مناقصه‌ای به پاسداران واگذار می‌شوند. آزاده کیان می‌گوید : «در هر صورت، اگر هم یک مناقصه به اجرا گذاشته بشود، کسی جرات نمی‌کند که در چنین مناقضه‌ای شرکت کرده و با پاسداران به رقابت بپردازد. شرکت‌های ایرانی خودشان به خوبی می‌دانند که سودهای عمده سهم پاسداران هستند و آنها باید به سودهای اندک بسنده بکنند». برای نمونه، در سپتامبر گذشته شرکت «مبین» که وابسته به پاسداران است در عرض چند دقیقه، بدون آنکه هیچگونه رقیبی در برابر او وجود داشته باشد، با پرداخت 7 و نیم میلیارد دلار نیمی از سهام یک شرکت مخابراتی دولتی بنام «ت س‌ای » (TCI) را خریداری کرد. این اقدام برای پاسداران از اهمیت ویژه‌ای برخورد است زیرا آنها خواهند توانست به این ترتیب به آسانی به استراق سمع پرداخته و مکالمات تلفنی را کنترل بکنند. شرکت «ت س‌ای » در میان مهم ترین شرکت‌های حاضر در بورس تهران در رده دهم قرار دارد. پاسداران بلد هستند که چطور با به تصویب رساندن برخی قوانین ویژه از منافع مالی خود دفاع کنند. حتی مواردی وجود داشته است که پاسداران با توسل به نیروی نظامی رقیبان تجاری خود را مورد تهدید قرار داده‌اند (مراجعه شود به مقاله روزنامه «لزاکو» در این زمینه).

مجازات‌های احتمالی که ممکن است بر علیه رژیم ایران به اجرا گذاشته شوند را باید در چارچوب شرایط فوق الذکر مورد نظر قرار داد. مجازات‌هایی که شرکت خاتم الانبیاء را هدف قرار داده‌اند نمونه‌ای از راهبردهایی است که سازمان ملل متحد می‌تواند دنبال بکند. هدف این راهبرد این است که دارایی‌های پاسداران در خارج از کشور مسدود شده و منابع درآمد‌های پاسداران خشک شوند تا آنها مجبور شوند که از برنامه‌های مخفیانه غنی سازی اورانیوم صرفنظر بکنند. هدف قراردادن منابع مالی پاسداران عواقب وخیمی برای کلیت رژیم در بر خواهد داشت. بخش عمده درآمدهای پاسداران به جیب کسانی واریز می‌شود که در راس سلسه مراتب رژیم قرار دارند. آزاده کیان که یک کارشناس مسائل ایران در دانشگاه پاریس است می‌گوید که بر خلاف سران سپاه پاسداران، اعضای عادی این نهاد دستمزدهای اندکی دارند و گاهی حتی مجبور هستند که یک شغل دوم داشته باشند. مجازات‌های بین المللی از این قابلیت برخوردارند که در داخل سپاه شکاف‌هایی را ایجاد بکنند. بر خلاف تصور برخی از افراد، سپاه پاسداران یک کلیت یکپارچه و همگون نیست.

تجارت پیشگان و فرقه گرایان

یک منبع آگاه در تهران می‌گوید : «در میان پاسداران همه جور افراد یافت می‌شوند : آرمان گرایان ساده لوح، افراد عمل گرا (پراگماتیک)، آدمکشان، تدوین کنندگان استراتژی، تجارت پیشگان و متعصبان کوراندیش. با توجه به همین ویژگی ناهمگون بودن سپاه، برخی از فرماندهان پاسداران در جریان شورش‌های تابستان سال گذشته هشدار داده بودند که آنها «بسوی مردم آتش نخواهند گشود».

در درون سپاه، برخی در پی تجارت هستند و می‌خواهند تا آنجا که امکان دارد فعالیت‌های تجاری شان را در عرصه بین المللی گسترش بدهند. اینگونه افراد نسبت به مجازات‌های بین المللی «هدفمند» بطور ویژه حساس هستند. (واشنگتن برای اینکه مسکو و پکن را به طرح مجازات‌ها بر علیه رژیم ایران ملحق کند، از مجازات‌های «فلج کننده» صرفنظر کرده بود). ولی تعداد پاسدارانی که در فعالیت‌های تجاری بین المللی مشغول بکار هستند نسبت به پاسداران متعصب و فرقه گرا بسیار اندک است. بخش عمده فعالیت‌های اقتصادی پاسداران در ایران انجام می‌شود و این افراد از بابت تحریم اقتصادی چندان ضرر نخواهند کرد. پاسداران به برخورداری از انحصارهای تجاری و به انجام معاملات قاچاق علاقه ویژه‌ای دارند. تحریم اقتصادی ایران در مجموع به نفع آنان خواهد بود. در صورت تشدید تحریم‌های بین المللی، فعالیت‌های شرکت‌های خارجی ـ که رقیبان تجاری پاسداران هستند ـ در ایران کاهش خواهند یافت. از سوی دیگر، پاسداران خودشان به این نکته واقف هستند که هر زمان رژیم بیشتر در معرض خطرات داخلی یا خارجی قرار بگیرد اهمیت آنها افزایش خواهد یافت و رژیم برای حفظ خودش بیشتر به آنها نیازمند خواهد بود. به گفته آزاده کیان، به همین دلیل است که پاسداران مرتبا آتش بیار معرکه هستند. از سپتامبر ۲۰۰۷، سپاه زیر نظر یک شورای فرماندهی اداره می‌شود. نماینده ولی فقیه در سپاه که علی سعیدی نام دارد جزو اعضای شورای فرماندهی سپاه پاسداران است. نظرات علی سعیدی بسیار تاثیر گذار هستند و محمود احمدی نژاد و حتی خود ولی فقیه نظرات او را با دقت مورد توجه قرار می‌دهند. برخورداری پاسداران از اینهمه امتیازات گوناگون تصادفی نیست. این امتیازات یک نوع «دستمزد» آنهاست برای کار اصلی آنها که عبارتست از دفاع از منافع استراتژیک رژیم، ازجمله از طریق ادامه برنامه هسته‌ای و با اتکاء بر شبکه‌های تروریستی وابسته به پاسداران در کشورهای گوناگون.

هدف اصلی برنامه هسته‌ای ایران این است که آن کشور جاه طلبی‌های منطقه‌ای اش را محقق کرده و همسایگانش را مرعوب بکند. اگر پاسداران بپذیرند که برای در امان ماندن از مجازات‌های بین المللی از برنامه هسته‌ای شان صرفنظر بکنند، چنین اقدامی مصداق داستان «یکی بر سر شاخ و بن می‌برید» خواهد بود.

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم خرداد 1389ساعت 11:40 قبل از ظهر  توسط Iran Mandegar  |